مرتضى راوندى

245

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

نتايج ظلم و استبداد را مدت 20 سال براى هموطنان خود توصيف و تشريح مىكرد . بر خلاف اين روزنامهء با هدف ، روزنامه اطلاع كه كامل كنندهء روزنامه رسمى ايران بود ، و روزنامهء دانش و روزنامهء مصور شرف كه جملگى تحت نظر محمد حسنخان صنيع الدّوله ( اعتماد السلطنه ) اداره مىشدند ، چون حاوى هيچ مطلب آموزنده‌يى نبودند مورد عنايت خلق قرار نگرفتند . همچنين روزنامه‌هاى ارمنى و فارسى كه در تبريز منتشر مىشدند ، چون دولتى و دربارى بودند ، خريدارى نداشتند ولى برعكس روزنامه قانون كه در لندن چاپ مىشد ، چون سخن از قانون ، آزادى و حكومت ملّى مىگفت ، مشتاقان دموكراسى خريدار آن بودند . غير از روزنامهء اختر و قانون ، روزنامه حكمت در قاهره ، حبل المتين در كلكته ، ثريا و پرورش در قاهره ( كه به زبان فارسى منتشر مىشدند ) . . . ارشاد به زبان تركى در باكو و عروة الوثقى به زبان عربى در پاريس ، در پراكندن بذر آزادى در ايران و ديگر ملل اسلامى نقش مهمى داشتند . ناصر الدينشاه براى جلوگيرى از انتشار فكر دموكراسى در ايران ، ميرزا محمد حسنخان صنيع الدّوله را به وزارت انطباعات ممالك محروسه برگزيد و او براى آنكه مورد بازخواست قرار نگيرد ، مطالب روزنامه را قبل از چاپ به نظر شاه مىرسانيد ، بر خلاف اين قبيل مطبوعات فرمايشى ، روزنامهء اختر از قانون و آزادى سخن مىگفت و براى اولين‌بار به ترجمه و انتشار قانون اساسى مدحت پاشا سلطان عثمانى همت گماشت و مفاد آن را به اطلاع ايرانيان رسانيد و با صراحت گفت : يگانه راه نيكبختى شرق ، استقرار و اجراى قانون است . روزنامهء عربى زبان عروة الوثقى كه در پاريس منتشر مىشد و در اكثر كشورهاى آسيايى خواننده داشت ، به همت شيخ محمد عبده يار دانشمند سيّد جمال الدين اسدآبادى از ( 15 جمادى الاولى 1301 ه . ق ) انتشار خود را آغاز كرد و با تمام كارشكنيهاى مرتجعين و استعمارگران ، 18 شماره از آن منتشر گرديد . نويسندگان اين روزنامه سعى مىكردند ، علل ضعف و انحطاط ملل شرق و راه نجات و رستاخيز را به مردم نشان بدهند ، چون اين روزنامه‌ها به وسايل گوناگون وارد ايران مىشد و در هرحال نسخه‌يى از آن به نظر شاه مىرسيد ، از مطالب و مندرجات آنها ، شاه متغيّر مىشد تا جايى كه يك بار صريحا به امين السلطان نوشت : « اين روزنامه اختر باز فضوليهاى زيادى مىكنند . . . اين دفعه بايد جدا غدغن سخت بشود كه پست‌خانه قبول نكند و به ايران نياورند ، به سفرا هم خودتان غدغن كنيد . به اين ترتيب شاه ناگزير شد به يارى اعتماد السّلطنه در مقرّرات تفتيش و سانسور مطبوعات تجديدنظر بكند و به مأمورين دستور دهد ، بيش از پيش از